تبليغاتX
سریان عشق
پنجشنبه 5 اردیبهشت1387

 

دوست دارم دور از غوغای ملال آور و دروغ آمیز زندگی ، از این سردر لاجوردی این معبد به درون پناه برم ، از سایه روشنای خیال رنگ و خاموشی که بر کف معبد افتاده بگذرم ،به کنار آن چشمه رسم ؛ دست و رویم را با آن آب شستشو دهم ، چنانچه هیچ غباری بر چهره ام نماند و رنگهایم همه پاک گردد و " من " هایم همه رنگ بازد و همه خویش گردم ، یا همه زدوده از خویش ، هرچه دارم ، هر چه هستم بشویم ؛ هیچ نباشم .....................................................

 

وقتی این متن علی شریعتی رو می خونم احساس می کنم بیگانگی ام در توهم وجود کمتر شده ، احساس می کنم منی هست که چون من عاشق دوری از غوغای دروغ امیز زندگی باشد .... مسکن قلب من علی است!

هیچ نباشم ، آنقدر زوده شوم که هیچ هیچ گردم

 

 

غرقه در اخلاص و گداخته در شوق و محو شده در نیاز و بگذرم و به غرفه ای  پناه برم ؛  گوشه ای تنها بنشینم ...................................

 

 

دلم گرفته پدر ..... کمکم کن ، من را در خود غرق کن تا توهمات مرا به سوی خود نکشاند...پدر؛سخت نیازمند توام.....................................................................

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط هانیه قانعی  | 

~ ~ ~